سيد علي اكبر قرشي

47

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

يكون ذلك و منّا النبي و منكم المكذّب و منّا اسد اللّه و منكم اسد الاحلاف و منّا سيّد اشباب اهل الجنة و منكم صبية النار و منّا خير نساء العالمين و منكم حمالة الحطب . . . » نامهء 28 ، 387 به نظر ابن ابى الحديد مراد از « مكذّب » ابو سفيان است كه 21 سال رسول خدا را ص تكذيب كرد ابن ميثم و محمد عبده گفته‌اند : آن ابو جهل است كه از بنى اميهّ بود ، اسد اللّه حمزه است كه رسول خدا ص او را اين لقب داد ، اسد الاحلاف ابو سفيان است ، كه قبائل مشرك را هم پيمان كرده و در جنگ خندق بمدينه آورد چنان كه محمد عبده گفته است ، ابن ابى الحديد او را عتبة بن ربيعه مىداند ، راجع به « صبية النار » بايد دانست ، رسول خدا ص بعد از جنگ بدر ، خواست عقبة بن ابى معيط را كه پير شده بود بكشد ، عقبه به اميد آنكه آنحضرت را بعطوفت در آورد و از قتلش بگذرد گفت : « من للصّبية يا محمد » يعنى اگر مرا بكشى اطفالم را چه كسى تكفل خواهد كرد حضرت فرمود : « النار » و در نقل ابن ميثم فرمود : « و لك و لهم النار » به قولى منظور اولاد مروان بن حكم است كه بعد از بلوغ اهل آتش شدند . و در آنوقت بچهّ بودند ، خير النساء حضرت فاطمه سلام اللّه عليها و « حمالة الحطب » امّ جميل دختر حرب عمهّء معاويه و زن ابو لهب است ، خوانندگان را به مطالعه همهء اين نامه توصيه مى كنيم كه مرحوم رضى فرموده « و هو من محاسن الكتب » بنى اسد قبيلهء معروفى است ، مردى از اصحاب آنحضرت كه از بنى اسد بود از وى پرسيد : چطور شد شما را از ولايت و حكومت كه سزاوارتر بوديد كنار زدند امام عليه السلام در جواب فرمود : « يا اخا بنى اسد انك لقلق الوضين ترسل فى غير سدد و لك بعد ذمامة الصهر و حق المسئلة . و قد استعلمت فاعلم : امّا الاستبداد علينا بهذا المقام و نحن الاعلون نسبا و الاشدّون برسول اللّه نوطا فانّها كانت اثرة شحّت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس آخرين و الحكم اللّه » خ 162 ، 231 اى برادر بنى اسد تو سئوال بيجائى مى كنى و بى توجه سخن مى گوئى با اين همه ، حق قرابت سببى با رسول خدا ص و حق سئوال دارى ، حالا كه پرسيدى بدان